بسم الله الرحمن الرحيم*** اللهم كن لوليك الحجة‌ بن الحسن صلواتك عليه و علي آبائه في هذه الساعة‌ و في كل الساعة‌ وليا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتي تسكنه ارضك طوعا و تمتعه فيها طويلا ***  ‌

تا نگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي  - - -  گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش
سايتهاي مفيد
گروه خيمه گاه حسين عليه السلام

مرکز اطلاع رساني شهيد آويني

لينک دوستان کلام اسلامی
نوشته های بی مزه
گل اشک
سرزمین نور
حاج حمید
سید ایثار
عشاق الزهرا
مجنون ولایت
یک دنیا پدر
دلتنگ ایران
عشق يعني انتظار منتظر
فرات
وبلاگی برای خواهرم
حرف دل
دریای نور
دختر اينترنتی
پيامبر م.ح.م.د
هوداران پرشین بلاگ در گیلان
تفکرات یه بچه پایین شهری
دریچه ای بسوی ملکوت
سوما
مختصر کده یک طلبه
نسيمی از بهشت
وبلاگ نويس هفت ساله
طلبگی
نورٌ علی نور

 

سايت علما و مراجع

سايت ايت الله خامنه اي
حجه الاسلام انصاريان
حجه الاسلام قرائتي
ايت الله جوادي املي
سايت نواب صفوي
فاضلين نراقي
ايت الله تبريزي
ايت الله سيستاني
ايت الله شاهرودي
ايت الله مصباح يزدي
ايت الله نوري همداني
ايت الله فاضل لنکراني
ايت الله مکارم شيرازي
ايت الله صافي گلپايگاني
علامه حسن زاده املي
 

آرشيو وبلاگ اردیبهشت ٩٢
اردیبهشت ٩۱
دی ۸٩
فروردین ۸٩
مهر ۸۸
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳

نامه اي به پدر

خوش آمديد
محرم راز

صفحه نخست
تماس با من
نويسنده محرم راز


لوگوي وبلاگ

 آمار وبلاگ
  RSS 2.0   لوگوي دوستان






صفحات انتظار در فراق گل نرگس



حاج حمید

 

 

نامه عمل سياه

اتمام کار تو شرکت مساوی شد با تاريکی هوا ، از شرکت که داری ميای بيرون ، بارون هم به شدت می باره با خودت داری صحبت می کنی و راه ميره يه غرشی از آسمون می شنوی بعدش يه رعد و برقی می زنه که از شدت زياده نورش وحشت تمام وجودتو ميگیره سر جات خشکت ميزنه ، به خودت که ميايی می بينی بالا سرت سيمهای لخت۲۲۰ ولت با ارتفاعی به فاصله ۲-۳ متر کشيده شده  .يه لحظه به خودت ميای و ميگی اگه الان اين سيمها با اين فشار برق قطع ميشدن و ميفتادن رو سرت و خلاصه اگه ديگه برات نفسی نمی موند.. چيزی برای آخرتت ذخيره کرده بودی؟!! بخودت ميگی ذخيره کردم  ولی هم خيلی کمه هم ميترسم  .. بعدش ميای يه مروری ميکنی به کارهای که انجام دادی در اين سالهای که از خالقت عمر گرفتی آخر کار به اين نتيجه ميرسی که خيلی بار گناهات سنگين تر از اعمال خوبه ته ، بعد يه آه سردی از ته دل ميکشی و ميگه ای کاش هميشه طوری بودم که هر لحظه آماده پذيرفتن مرگ بدون هيچ بهانه می بودم.. تصميم ميگيری دوباره بهتر از گذشته ياد خدا رو تو دلت قوی کنی و بهش توکل کنی و از خودش هرچيزی که دوست داری بخوای و دل به غير خودش ندی ..

در اين راه هم دست بسوی بانوی دو عالم حضرت زهراِ (س)مرضيه دراز میکنی         

يا فاطمه الزهرا(س)مولاتی اغيثينی

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٤/۸/۱٥ - محرم راز