زلزله

امروز با يه زلزله شديد از خواب بيدار شدم

خدايا به عظمتت قسم ، از گناهانم در گذر

الهی معترف به گناهان از حد خارج خويشم

ولی نا اميد از بحر بخشش و رحمتت نيم

به تيغم گر زنی دستت نگيرم

وگر تيرم زنی منت پذيرم

چشمی که نظر نگه ندارد

بس فتنه که برسر دل آرد

آهوی کمند زلف خوبان

خور درا به هلاک می سپارد

به دو زلف يار دادم دلی بی قرار خود را

چه کنم سياه کردم همه روزگار خود را

 

/ 6 نظر / 4 بازدید
بی مزه

بابا بی خيال آی اس پی..بازم هی فرت و فرت بنويس

آخرين رهگز

سلام ... وبلاگ زيبايی دارين ... اميدوارم همیشه موفق و شاد باشين ... بای ...

مهتاب

سلام خوبه که برگشتی دلتنگت بودم من که خودم وبلاگمو نميبينم الان عوضش ميکنم بای بازم به من سر بزن

مهتاب

کمک قالب وبلاگمو عوض کردم ولی بازم يجوريه چکارش کنم

مهتاب

مرسی از پيشنهادت ايميلتو بده تا پسوردمو بهت بدم در ضمن قالب وبلاگت هم خيلی قشنگه اصلا همه چيزش قشنگه

عرفانه

خدایا مرا آن ده که مرا آن به!!!